حدیثه ساداتحدیثه سادات، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره
حلما ساداتحلما سادات، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

حدیثه سادات و حلما سادات خوشگلای مامان

جشن گودبای مای بی بی

1393/9/10 16:18
2,882 بازدید
اشتراک گذاری

سلام بر دختر نازم

بعد از شروع کردن پروژه عظیم که واقعا خیلی سخت بود  رسیدیم به اینجا.

البته بیشترشو تو پست پروژه عظیم گفتم بازم بعضی از خاطره هاشو میگم.

خلاصه بگم تا قبل از جشن گرفتنت هرجا میرفتیم مای بی بی میشدی ولی برای احتیاط بود هردفعه هرجا بود میبردمت دستشویی.

کلا خونه ی خودمون فکر کنم پنج یا شش جای قالی رو نجس کردی که مشکلی پیش نیومد زود همون موقع میشستم. دهه اول محرم که اردکان بودیم هم خونه مامان جون تو اتاق خاله جیش کردی اونجا شستنش خیلی سخت بود قالی رو با باباجون بردیم رو حیاط شستیم و موکت زیرش هم تو اتاق شستم.

خداروشکر که تموم شد.از همون اوایل هم شبا بدون مای بی بی میخوابیدی.

ولی هنوز که هنوزه تو خواب نمیتونم صدات کنم ببرمت دستشویی... یه داد و بیدادی راه میندازی که بیا و ببین

فقط خوش شانسی من اینه که شب جیش نداشته باشی تا صبح ببرمت دستشویی.

من همش باید پتوی تختتو بشورم

از وقتی جشن گرفتم که دیگه اصلا نمیزاری مای بی بیت کنم میگی پر میشه

 

نهم آذر بود که عموسیدابوالفضل اینا قرار شد بیان خونه ی ما.

 

ساعت چهار بعدازظهر بود که یهو تصمیم گرفتم یه کیک هم درست کنم و یه جشن کوچولو برات بگیرم.

البته با کم ترین امکاناتی که داشتم. بابایی هم کلاس داشت و نمیتونست خرید کنه.

 

کیک پوشک هم خیلی عجله ای و ساده درست کردم. بابایی هم کمک کرد بهم. خودتم که خیلی خوشحالی میکردی

 

 

 

فدای لب خندونت برم

 

 

بفرمایید کیک و آب انار و میوه

 

 

 

 

حدیثه سادات و پسر عموش سید صادق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حدیثه سادات رفته بغل باباش

 

 

اینجا هم رفته بغل عموش

 

 

 

 

 

 

یه عکس چهار نفره

 

 

نوبت رسید به شیطنت

 

 

قربونتون برم

 

 

بفرمایید شام...

 

 

93/9/9 یه شب خاطره انگیز برای ما

پسندها (3)

نظرات (4)

مامان فرزانه
16 دی 93 23:29
خدا حفظش کنه برات مامان حدیثه جونم سلام میشه لطفا خواهشا به دخترم رای بدی 74 و به 1000891010 بفرستی ممنون میشم توروخدانگو ولش کن بابا به خدا به رای تو احتیاج دارم ملتمسانه ازت میخوام رای بدی مرسی از محبتت منتظرم به ماهم سر بزن خوشحال میشیم
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
سلام عزیزم همین الان رای دادم انشالله تو جشنواره برنده بشی. من شرکت نکردم.موفق باشی
بابا و مامان
17 دی 93 7:37
وای مامان افرین چه ابتکار جالبی خدا را شکر که تموم شد ای ادم احساس راحتی می کنه اینا برا حدیثه سادات قشنگم و پسر عموی نازش همیشه شاد باشید و سلامت در کنار هم
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرسی از اینکه بهمون سر میزنی لطف داری آره ممنون از محبت تون. شما هم به همچنین
مامان محمدحسین
17 دی 93 8:14
به به چه جشن با حالی .... همه چی عالیه ...
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
ممنون الهام جون لطف داری
مهربانو
20 دی 93 8:52
چه جالب بود انشاالله همیشه به جشنو شادی قربون جیگر خاله برم که اینقد خوشحاله
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرسی مهربانو جان شما هم به همچنین